باز کن پنجره را
در بگشا
که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ
به گلستان آمد!
سبز برگان درختان همه دنیا را
نشمردیم هنوز ...
باز کن پنجره را
در بگشا
که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ
به گلستان آمد!
سبز برگان درختان همه دنیا را
نشمردیم هنوز ...
ya... I know...
I know I'm the hard one
but this can't last
not any more...
I know that...
some day, some how
it will be happen
I just know that...
Every Thing Will Gone Be Alright
some day...
some how...
++++
یادی است در دل
یادی است در جان
و یادی است بر زبان
آه اگر این گیرنده کار می کرد....
++++
++++
چقدر سخت
شده "همه چیز". از نوشتن بگیر تا حتی قدم زنان رفتن تا پارک. غیر از سخت صفتهای دیگری هم دارد این "همه چیز" ...
یکجوری شده ، مثلا ناجور شده ، نافرم شده...
++++
غروبی ابری و دلگیر
کوچه های تنگ و بی نشانه
خیالم مستغرق اوهام شده
اوهام ِ ...
فارغم از اینکه کجایم.
به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار
++++
اول بار که شنیدمش مرا به روزگار نوجوانی برد. زمانی که بارها به این ترانه گوش میدادم بدون اینکه بفهمم چه میگوید. اما حالا ...
حالا فرق کرده همه چیز ...
همه چیز...