آن چه از موجودی زیاد داریم صبر است. اما یکهو دیدی به قول فرهنگ لغات امروز قاط زدیم همه‌ی کاسه کوزه‌ی را ریختیم به‌هم.

به قول شاعر که اسمش یادمان نیست و یحتمل مولاناست :

دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید

مشکل این‌جاست که لیلی هم رفته پشت کوه قاف پنهان شده و زلفش دست نمی‌دهد تا بر گردن مجنون کنیم یا کنند.

ببین! اصلا بی‌خیال

.......

 سبک که شدیم می‌خندیم . خیلی می‌خندیم . آی خنده دارد این روزگار. آی خنده دارد...

روزگار فعلی ما چنین است، چه می شود کرد...

زندگی با همین قصه‌هایش زندگی ‌است